| تکنیک های عمیق تر کردن خلسه هیپنوتیزم 2 |
| ساعت ۱٠:٢٤ ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٠ |
|
ورود مکرر به حالت خلسه: پشت سر هم هیپنوتیزم کردن سوژه احتمالا قابل اعتماد ترین راهی است که برای عمیق تر کردن خلسه هیپنوتیزمی در فراروی ما قرار گرفته است. شاید به این علت سوژه هر بار بهتر و عمیق تر به حالت خلسه هیپنوتیزمی وارد میشود و در دفعات بعدی بیشتر و بهتر خود را ریلاکس و رها میکند و مقاومت آگاهانه و ناخودآگاهانه او به این ترتیب برطرف و زائل می گردد. معمولا در جلسات هفتگی یا دو هفته یک بار این تکنیک ها با روش های تلقینات بعد از هیپنوتیزمی هماهنگ و در یکدیگر ادغام می گردند. در یک جلسه دو ساعته می توان چهار یا پنج بار سوژه را به خلسه هیپنوتیزمی وارد کرد و بین دو القاء در حدود ده دقیقه فاصله انداخت به این ترتیب نه تنها هیپنوتیزور استراحت میکند , بلکه فرصتی فراهم می آید تا عکس العمل تلقینات بعد از هیپنوتیزمی در سوژه آشکار شود. جلسات هیپنوتیزم می توانند از پانزده تا چهل دقیقه ادامه پیدا کنند. بیشتر این زمان صرف تکرار تلقینات می شود. این کاری بس دشوار است که نیاز به پایمردی و مقاومت از سوی هیپنوتیزور را طلب میکند. در سال های اخیر راهها و روشهای کوتاهتر یا سریعتری برای القای خلسه هیپنوتیزمی ابداع شده ان, ولی پیش از آنکه این تکنیک ها را جایگزین متدهای وقت گیر گذشته کنیم , بایستی قبلا کارایی آنها کاملا مورد ارزشیابی قرار بگیردند اگر این نتایج رضایت بخش نبودند به ناچار بایستی بار دیگر به همان متدهای قدیمی متوسل شویم. یکی از روش هایی که برای صرفه جویی در وقت و دسترسی به راههای کوتاهتر پیشنهاد شده است. بیدار کردن و دوباره هیپنوتیزم کردن سوژه است , بدون آنکه او این فرصت را پیدا کند که کاملا بیدار شود , برای انجام این تکنیک من روش زیر توصیه می شود . به سوژه بگویید: (( من می خواهم شما را بیدار کنم . زمانی که من به عدد سه رسیدم شما بیدار شده و چشمانتان را باز می کنید. در این شرایط چشمان شما متوجه من میشود که در مقابل شما ایستاده ام . در این زمان شما با اشتیاق به من خیره می شوید, در این لحظه من به آهستگی تا پنج می شمارم . به محض آنکه من شروع به شمردن کردم , شما بسرعت دچار حالت خواب آلودگی می شوید. احساس می کنید که سر شما سنگین و چشمانتان خسته شده استو می خواهند بسته شوند. زمانی که من به عدد سه برسم چشمان شما به حالت نیمه بسته درآمده و محکم به یکدیگر می چسبند, سرتان به طرف جلو خم شده و به خواب عمیق تری فرو میروید. در آن زمان آنچنان خواب شما عمیق میشود که متوجه نمی شوید هرگز پیش از آن این عمق از خلسه را آزمایش یا تجربه نکرده بودید. در این زمان شما به خواب بسیار عمیق تری دست پیدا می کنید. زمانیکه به عدد پنج برسم شما در یک خواب سومنامبولی واقعی قرار گرفته اید, حالا می شمارم : یک ... دو ... سه ... چهار... پنج ! بخواب 1 یک خواب عمیق ... عمیق تر ... خیلی عمیق تر از آنجه قبلا تجربه کرده ای ...)) اورماند مک گیل توصه میکند پس از آنکه سوژه از خواب بیدار شد , از جای برخیزد و به سوی صندلی دیگری حرکت کند و بر روی آن قرار بگیرد و در این شرایط با شمردن به صورت عادی و یا از طیق دریافت یک علامت که پیش از آن در خلسه قبلی بر روی آن بحث شده به خواب برود. واضح است که اساس و بنیان این روش ها مشابه و برابر است , ولی هر هیپنوتیزوری میتواند در نحوه اجرای آن به صورتی ابتکار یا تنوع به کار ببرد. متد های فیدبک یا پس خوراند: سوژه را که به یک خلسه هیپنوتیزمی سبکی وارد شده به یک گشت و گذار خیالی می بریم . یک تونل یا راهرویی بی انتها که جریان بادی هم در آن می وزد و یا یک قایق سواری , در شرایطی که خیلی شل و ریلاکس در یک صندلی ولو شده ایم , می توانند مورد استفاده قرار بگیرند. در شرایطی که سوژه خیلی راحت و غیر فعال در صندلی خودش قرار گرفته , هیپنوتیزور به انتخاب و تجسم مناظر و وقایع می پردازد و سوژه به صورت ذهنی به درک چیزهایی میپردازد که هیپنوتیزور برای او انتخاب میکند. از سوژه برای انجام هیچ حرکتی در خواست نمی شود و سوالی از وی پرسیده نمی شود. تنها پس از بیدار شدن است که از او می پرسیم در جریان خلسه چه احساسهایی داشته است. از سوژه درخواست میشود که تجسم کند در قایقی قرار گرفته و هیپنوتیزور مشغول پارو زدن است. سوژه طوری در انتهای قایق لم داده است که دست های او با جریان آب برخورد می کند. به سوژه تلقین میکنید که آب در برخی از نقاط گرم و در بعضی قسمت ها سرد است. در این شرایط با شرح و تفسیر کافی به بیان و تجسم نکات دقیق و ظریف این مناطق می پردازیم . اگر برای پیاده روی , تونل یا راهرو را انتخاب کرده اید , یک سطل مملو از آب پر یخ را هم به همراه داشته باشید و در یک قسمت از مسیر از او بخواهید که در عالم خیال یکی از دستهایش را در این آب یخ غوطه ور سازد و احساس منجمد شند را با دقت و ظارفت احساس کند. پس از آن به تجسم یک باغ بسیار شاداب و سرسبز بپردازید و مناظر دلفریب و لذت بخشی را برای او مجسم نمایید. به انبوه گلها و میوه ها مطالب اشاره کنید که در گوشه و کنار باغ وجود دارند و از بوی خوش گلها و طعم لزیز غذاها و میوه ها مطالب زیادی را با او در میان بگذارید. با بیان دیگر برای سوژه به خلق و آفرینش انواع توهمات خواس پنجگانه بپردازید. پس از آنکه سوژه از خواب هیپنوتیزمی بیدار شد , از او بخواهید که بدقت به شرح و تفسیر آنچه که دیده و شنیده بپردازد. در این شرایط هیپنوتیزور از این موضوع بسیار مهم آگاه میشود که کدامیک از حس های سوژه در مقابل تلقینات پذیرش و قبول بیشتری نشان می دهد. برخی از سوژه ها توهمات بینایی را بخوبی می پذیرند , در حالی که عده ای اگر در تجسم توهمات لمسی یا بویایی استعداد و قابلیت بیشتری را از خود نشان میدهند. در این شرایط با استفاده از مکانیسم پس خوراند یا فیدبک در جلسات بعدی توهمات بیشتری را برای او مجسم می کنیم که در آن حس استعداد و پذیرش بیشتری را نشان می دهد. بنابراین در این شرایط به تجمع و انباشتگی تلقیناتی می پردازیم که مربوط به این حس برتر بوده و احتمال شکست در آن کمتر است. همانطور که در بالا متذکر شدیم , در تجربه گردش با قایق یا پیاده روی در تونل , پس از بیدار شدن سوژه با شرح و بیان او از آنچه که حاصل شده کسب اطلاع می کنیم. همانطور که قبلا اشاره کردیم. عاقلانه است که در مواردی که ضروری باشد از ترکیبی از روش های مختلف عمیق تر کردن سوژه استفاده کنیم. در مسیر حرکت تونل یا راهرو می توانیم سوژه را به یکی از اتاق های جانبی ببریم و در عالم تخیل به یک تجربه دل انگیز و پربار در زمینه خیره شدن به گوی بلورین بپردازید و یا از آزمون های دیگری استفاده کنید که انجام آنها را مفید می دانید. |
|
| تکنیک های اساسی خلسه هیپنوتیزمی |
| ساعت ۱٠:٢۳ ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٠ |
|
روش های مسمری: این اصطلاح را برای تمام روش هایی به کار می رود که در آنها از انواع پاس ها ((به حرکت آرام دست ها بر روی بدن سوژه که با تشریفات . ظارفت خاصی صورت می گیرد پاس دادن می گویند. این عمل در گذشته نوعی انتقال انرژی مغناطی حیوانی تلقی می گردید ,)) با یا بدون تماس استفاده می شود. این حرکات برای اولین بار توسط دکتر فرانتس آنتوان مسمر مورد استفاده قرار گرفت و این پزشک کاشف مضمون مغناطیس خیوانی یا مسمریسم به حساب می آید . برای استفاده از پایهای غیر تماسی , با کمی فاصله دستها بر روی سر سوژه قرار گرفته و در حالی که کف دستها و انگشتان باز شده و صحفاتی را تشکیل داده اند , به طرف پایین آمده و پس از گذر بر روی صورت و بدن سوژه , بدون تماس با این قسمت ها , به سمت پایین می آیند. این پاسها بایستی خیلی آهسته صورت بگیرند و همیشه از بالا به پایین از روی صورت و سینه سوژه عبور کنند و بندرت تا ناحیه لگن و یا حتی ساق پا {در بیمارانی که به پشت دراز کشیده اند} می رسند . این حرکات موزون و متین بارها تکرار می شوند و همراه با آنها در مورد خوابیدن تلقینات لازم به سوژه داده می شود. در بسیاری از موارد این پاسها زمانی به کار می روند که چشمان سوژه بسته شده باشند. پاس های تماسی معمولا فقط بر روی صورت انجام می گیرند. در این شرایط سر انگشتان هیپنوتیزور پس از حرکت از رستنگاه موهای سوژه به طرف پایین و تا ریشه بینی او حرکت می کنند. گاهی این حرکتها از سر شروع شده و از طریق استخوان های شقیقه به طرفین و پایین سر ادامه پیدا می کنند. استفاده از پاسهای تماسی مشکل تر بوده و نیاز به کسب تجربه دارند. کسانی که به تازگی با هیپنوتیزم آشنا شده اند , بهتر است از تلقینات لفظی و پاس های غیر تماسی استفاده کنند. متد دکتر لیبو: در این روش نوک انگشتان اشاره و میانی دست راست تقریبا در فاصله شصت سانتیمتری در مقابل چهره سوژه قرار می گیرند و همگام با ارائه تلقینات لفظی , بتدریج به چشمان سوژه نزدیک می شوند . زمانی که این انگشتان به چشمان سوژه برخورد پیدا کنند پلک های او به هم نزدیک شده و چشمان او بسته میشوند. معمولا چند فرمان (( بخواب )) کافی است تا او را تحت کنترل در آوریم. متد دکتر برنهایم : پروفسور برنهایم استاد دانشکده پزشکی نانسی و از لحاظ هیپنوتیزم شاگرد دکتر لیبو بود . هرچند برنهایم هم از دو انگشت نشانه و میانی دست راست خود برای هیپنوتیزم کردن سوژه ها استفاده می کرد , ولی این کار فقط به خاطر جلب توجه یا تمرکز بود . روش او عمدتا بر ارائه تلقینات لفظی تکیه داشت. متد دکتر برید : دکتر جیمز برید جراح بیماریهای جشم که واژه (( هیپنوتیزم )) را اختراع کرد , برای ثابت کردن نگاه سوژه , نور یک منبع نورانی قوی را از طیقه تیغه چاقوی جراحی یا اسکالپل بر روی چشمان سوژه منعکس می کرد. به نظر او ثابت شدن نگاه از اهمیت خارق العاده ای برخوردار بود , ولی با این وجود وی از تلقینات لفظی هم استفاده می کرد. متد شمع : در این روش از سوژه درخواست می شود که به شعله های لرزان یاز قصان شمع جشم بدوزد و در همین حال هیپنوتیزور به بیان تلقینات لفظی می پردازد . هرچند این تکنیک موثر است , ولی کاربرد آن مناسب و دلخواه نیست , زیرا پس از استفاده از این روش , سوژه در زمان بیدار شدن از خواب ممکن است احساس سردرد داشته باشد. متد پروفسور کوک: این روش که توسط پروفسور ویلیام کوک طراحی شده , یک تفاوت اساسی با متدهای قبلی دارد , زیرا در آن از سوژه در خواست می شود که خودش یک صفحه به نام هیپنودیسک را در مقابل چشمان خود نگه دارد. برای این منظور در پشت این صفحه دستگیره ای تعبیه شده که سوژه آن را در دست میگیرد. پس از گذشت چند دقیقه که در طی آنها چشمان سوژه بشدت خسته می شود , هیپنوتیزور مطابق آنچه که با آن آشنا شده اید , به بیان تلقینات لفظی می پردازد . متد دکتر لویی : دکتر لویی به طراحی و ارائه روشی برای هیپنوتیزم کردن پرداخته که به آن آیینه چرخان اطلاق می گردد و از آن به عنوان نقطه ای برای تمرکز استفاده میشود . برای ساختن این وسیله دو آیینه کوچک بر روی دو انتهای میله کوچک نصب شده و وسط این میله به انتهای یک میله دیگر متصل می گردد تا در مجموع شکلی شبیه به T را به وجود بیاورند . انتهای آزاد این وسیله به یک موتور کوچک وصل میشود و در جهت عقربه های ساعت , این دستگاه به حرکت در می آید. این عقیده در ساخت وسائل متعددی مورد استفاده قرار گرفته که با عنوان وسایل کمکی هیپنوتیزم به فروش می رسند. برخی از هیپنوتیزور ها این آیینه های کوچک را به روی لبه های مترونوم نصب کرده و همراه به نوسان یکنواخت نور , به صدای یکنواخت و دلنواز مترونوم هم دسترسی پیدا می کنند. در برخی از این وسایل در کنار مترونوم نورافشان یا آیینه چرخان یک دستگاه ضبت صوت هم تعبیه شده که متن کامل تلقینات لفظی در آن ضبط شده است . به این ترتیب برای مطب پزشکان , دندان پزشکان و ماماها وسیله ای به وجود آمده که ختی بدون حضور دائمی آنان بر بالین سوژه یا بیمار , می توانند بخوبی در مطب های شلوغ برای صرفه جویی در وقت از آنها استفاده کنند. ضریب موفقیت در زمان استفاده از نوار صوتی خیلی زیاد نیست , زیرا همان طور که می دانید , در پیدایش خلسه هیپنوتیزمی پرستیز و اعتبار هیپنوتیزود ارزش و لزوم فوق العاده ای دارد. متد دکتر ویلک : هر چند این روش به صورت های مختلف در نقاط مختلف جهان مورد استفاده قرار می گرفته و می گیرد , ولی این تکنیک به نام دکتر ادوارد ویلک نامیده شده است و می توان آن را ((متد مذهبی )) هم نامید . این روش بر روی افراد با ایمان با نتایج بسیار زیادی همراه است . برای استفاده از آن هم به یک نقطه تمرکز مانند شمع نیاز هست و هم به تلقینات لفظی هیپنوتیزور . تنها تفاوتی که در اینجا وجود دارد , آن است که هیپنوتیزور یک سیمای روحانی و پرهیزکارانه ای داشته باشد و در بیانات خود از جملاتی استفاده می کند که شباهت زیادی به عباراتی دارد که معمولا در ادعیه و اذکار مذهبی مورد استفاده قرار می گیردند. |
|
| تکنیک هایی برای عمیقتر کردن خلسه هیپنوتیزم |
| ساعت ۱٠:٢٢ ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٠ |
|
ا- عمیق تر شدن از طریق ادراک: یک سوژه در زمانی که برای اولین بار وارد خلسه هیپنوتیزمی میشود عمیشه واقعا مطمئن نیست که هیپنوتیزم شده باشد, زیرا او نه تنها حرفهای هیپنوتیزور را میشنود, بلکه از کلیه وقایع و اتفاقاتی هم که در جوار او روی می دهد آگاهی دارد. در این شرایط او چیز متفاوتی را نسبت به قبل احساس نمی کند. بنابراین مانند انبوهی از سوژه های هیپنوتیزمیک قبول نمی کند که به خواب هیپنوتیزمی یا خلسه (ترانس) وارد شده است. بنابر این لازم است قبلا سوژه این موضوع را درک کند که واقعا هیپنوتیزم شده است. یکی از مقدماتی ترین و یا ساده ترین کارهایی که از طریق آن به ادراک می رسد , زورآزمایی او برای بازگشایی چشم ها می باشد که از طریق ارائه تلقینات مناسب صورت میگیرد. در این شرایط او پس از آنکه متوجه میشود که نمی تواند چشم هایش را به اراده خودش باز کند, قانع میشود که واقعا اتفاقاتی افتاده است که او را در انجام این کار بسیار ساده ناتوان کرده است . معمولا این ادراک به ورود به شرایط خلسه هیپنوتیزمی باعث میشود تا اینکه او به خلسه عمیق تری وارد شده و با بیداری متعارف فاصله بیشتری را احساس کند. برای رسیدن به این هدف می توان از سایر آزمایشهایی هم که نوعی اختلال در کنترل عضلانی را نشان می دهند استفاده کرد. برای مثال پس از آنکه با تشریفات و زبان بازیهای متعارف که به انها تلقین می گوییم دست یک سوژه را در شرایط کاتالپسی قرار دادیم و او متوجه نشد که نمی تواند دستش را خم کرده و پایین بیاورد, به این نکته توجه پیدا میکند . لطفا یک بار دیگر به این جران توجه بفرمایی: ((دست شما کاملا به سمت جلو و در طرف مقال کشیده شده است. کاملا سفت و سخت شده مانند یک میله آهن . شما نمی توانید آن را خم کنید و یا پایین بیاورید. هر قدر هم که شما کوشش کنید , خم کردن یا پایین آوردن دست برایتان مشکل تر میشود , زیرا شما در شرایط هیپنوتیزمی قرار دارید. همانطور که مشاهده میکنید , کاملا تحت اختیار من قرار گرفته اید و کلیه دستورات مرا انجام می دهید. الان شما به نکته جالب تری توجه پیدا میکنید. هرقدر بکوشید که دستتان را به سمت پایین بیاورید بالاتر و بالاتر میرود , هرقدر برای پایین آوردن دستتان بکوشید این دست بیشتر و بیشتر به سمت بالا متمایل میشود. عملا تا زمانی که من بگویم که شما می توانید دست خودتان را به پایین بیاورید , انجام این عمل برای مشا عیر ممکن خواهد بود)). با کارهایی که در این لحظات انجام داده و با بیاناتی که مطرح کرده اید در این زمان این احساس در آگاهی سوژه پدید آمده که تحت تاثیر هیپنوتیزمی شما قرار گرفته است وگرنه دلیلی وجود ندارد که او نتواند کاری به این سادگی را انجام ندهد؟ برای برخی از سوژه های هیپنوتیزمی قبول تلقینات ادراکی از طریق تلقینات بعد از هیپنوتیزمی به صورت بهتری صورت میگیرد. برای مثال شما می توانید به سوژه تلقین کنید که چند دقیقه پس از بیدار شدن , خارش شدیدی را در پشت قفسه سینه اش درست در نقطه ای احساس خواهد کرد که خاراندن آن منطقه برای او امکان پذیر نباشد. بعد به ای نصورت ادامه می دهید: (( شما از احساس این خارش بسیار شدید کاملا ناراحت میشوید. برای راحت شدن از این خارش مزاحم شما خودتان را خم و راست میکنید و پشت خودتان را به اثاث و اسباب اتاق می مالید. ولی هیچیک از این اقدامات نمی توانند موثر واقع شوند . بلاخره شما متوجه من میشوید و از من طلب کمک می کنید زیرا فقط من می توانم این خارش شما را تسکین دهد. در آن زمان من دوبار دستم را به هم می زند و پس از آن فورا خارش پشت شما ناپدید می شود. این پدیده به شما ثابت میکند که تحت تاثیر هیپنوتیزمی من قرار گرفته اید. در آن زمان من دوباره شما را هیپنوتیزم میکنم و شما به خلسه هیپنوتیزمی عمیقتری وارد میشوید. خیلی سریع و خیلی عمیق )) در این زمان این آگاهی و ادراک را در سوژه به وجود بیاورید که هرچند او بیدار است , ولی کاملا تحت تاثیر مطالبی قرار میگیرد که شما به او میگویید . به این ترتیب او به خلسه عمیق تری وارد میشود. 2- انباشتن تلقینات بر روی یکدیگر: انباشتن تلقینات بر روی یکدیگر معملا به صورت ترکیب و همگام با تکنیک ادراک صورت میگیرد. بنابر این بلافاصله پس از آنکه سوژه متوجه شد که نمی تواند دستش را پایین بیاورد , به او بگویید : ((حالا پس از آنکه من تا عدد سه شماردم , دست شما شل و کرخت شده و مانند یک قطعه سنگ به پایین سقوط میکند. پس از آنکه این پدیده اتفاق افتاد , خودت هم فورا به یک خواب عمیق فرو می روی . یک ... دو ... سه ! حالا شما به یک خواب هیپنوتیزمی خیلی عمیق فرو می روید... یک خواب عمیق تر ! )) در شرایطیکه او از انجام این تست مبهوت و شگفت زده شده است , شما بلافاصله به یک آزمون دیگری روی بیاورید. هیچ چیزی مانند یک موفقیت زمینه را برای انجام موفقیت آمیز کار دیگر فراهم نمی سازد. در شرایطی که سوژه کاملا قانع شده که میت واند بسادگی و سهولت تحت تاثیر شما قرار بگیرد , با تلقینات بیشتر و کوشش در تحقق آنها , وجود او را با تلقینات بیشتر و بیشتر لبریز نمایید. در ارائه این آزمونها دقت کنید. از ساده تر شروع کرده و به تدریج به آزمون مشکل تری روی آورید. با هر موفقیتی که در انجام این کارها به دست می آورید , حصول موفقیت را با پیدایش خلسه عمیق تری در سوژه پیوند بزنید. پس از آنکه متوجه شدید سوژه به خلسه هیپنوتیزمی فرورفته در این شرایط به انجام پدیده پیچیده تر روی بیاورید . خیلی اهمیت دارد که زمان توقف پیشروی را مشخص کنید. بهتر است قبل از آنکه به بیشترین حد هیپنوتیزم پذیری سوژه برسید , این آزمایشها را متوقف سازید. از آنجا که هر موفقیت تا اندازه زیادی راه را برای پیدایش موفقیت های بعدی و بیشتر آماده می کند بنابر این شکست در انجام یک پدیده هم می تواند آثار ناگواری در سوژه بخ جای بگذارد. 3- تلقینات بعد از هیپنوتیزمی : یکی از روشهای ساده و شناخته شده برای رسیدن به عمق بیشتری از خلسه آن است که پیش از آنکه سوژه را از خواب بیدار کنید , به او تلقین کنید که بار دیگر که وی را هیپنوتیزم می کنید , او خیلی ساده تر و سریع تر به یک خلسه هیپنوتیزمی عمیق وارد می شود. تلقینات در شرایطی به صورت موثرتری بر روی سوژه اثر می گذارند که دوبار در هفته او را هیپنوتیزم کنید و در این شرایط آثار آن از تکرار جلسات در فواصل هفتگی بیشتر می شود. این تکنیک برای هیپنوتیزورها بسیار آشنا و شناخته شده است و بیشتر از سایر تکنیک ها برای عمیق تر کردن خلسه هیپنوتیزمی مورد استفاده قرار میگیرد. |
|
| هیپنوتیزم هیپنوتراپی به روش تلقینات لفظی (( خالص )) |
| ساعت ۱٠:٢۱ ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٠ |
|
هیپنوتیزم هیپنوتراپی به روش تلقینات لفظی (( خالص ))
آنچه که در زیر می آید , یک روش القای خلسه هیپنوتیزمی است که تنها بر پایه ارائه تلقینات لفظی بنا شده است. این روش بندرت مورد استفاده قرار می گیرد , معمولا با شمارش و یا سایر ابتکارات مخلوط می شود و در این شرایط کارآیی و نتیجه بیشتری به بار می آورد. ضمنا باید این نکته را در نظر داشت که ریشه و بنیان بسیاری از تکنیک های القای خلسه هیپنوتیزمی را تلقینات لفظی تشکیل می دهد. بنابراین برای کسانی که مایلند در هیپنوتیزم تسلط زیادی داشته باشند , باید این تکنیک را خیلی خوب و عالی بیاموزند . در این متد خیلی روشن و دقیق مراحل تحول و تطور گام اول به بوم و دوم به سوم به چشم می خورد. از سوی دیگر توجه بفرمایید که چگونه سوژه به شرایطی وارد می شود که قبلا با عنوان (( تمرکز بی کوشش )) مورد توجه ما قرار گرفته است. شما بایستی نهایت توجه و دقت خود را مبذول دارید تا این تغییرات گام به گام به صورتی تدریجی و غیر محسوس صورت بگیرند. به طوری که برای سوژه حتی ناظران غیر مسلط به هیپنوتیزم - قابل درک نباشند. پس از آنکه سوژه به پشت دراز کشید و یا اینکه خیلی راحت در یک مبل یا صندلی راحتی قرار گرفت , نقطه ای را برای توجه یا نگاه کردن برای او در نظر بگیرید و بعد به این صورت ادامه دهید: (( حالا خیلی راحت و آرام در شرایط ریلاکس بودن قرار بگیرید و تمام توجه خودتان رابه نقطه ای معطوف کنید که برای شما در نظر گرفته شده است. به صورتی مستمر و بدون کوشش و زحمت متوجه این نقطه باشید. توجه مدام بر این نقطه برای شما زحمت و اشکال زیادی به همراه ندارد . حالا همانطور که شما بر این نقطه چشم دوخته اید. بتدریج بدن شما شل و شل تر , ریلاکس و ریلاکس تر می شود. دستهای شما آرام و شل می شوند. پاهای شما شل و ریلاکس می گردند. بتدریج یک احساس کرختی و شلی در دستها و پاهای شما پدیدار می گردد. بتدریج چشمان شما خسته و سنگین می گردند ولی همچنان بر آن نقطه توجه دارند. پلک های شما سنگین و خسته می شوند , بتدریج پلک های خسته شما احساس سنگینی کرده و به هم نزدیک می شوند. در این شرایط چشم های شما تنگ تر و خواب آلود به نظر می آیند. چشمان خسته شما آنقدر تنگ می شوند که به یک شکاف باریک تبدیل می گردند. بتدریج در دستها و پاهای شما یک احساس کرختی و سنگینی پدیدار می گردد. بتدریج خود شما هم خسته و خسته تر و خواب آلودتر می شوید . در آن شرایط شما احساس می کنید که چشمان خسته و سنگین شده شما دارند بسته می شوند. سر شما ممکن است به جلو و یا یکی از طرفین تمایل پیدا کند. بالاخره شما به زمانی می رسید که چشمان شما خود به خود بسته می شوند. قبل از آن ممکن است پرشهایی در چشمان شما پدیدار شود. در این زمان شما به خواب هیپنوتیزمی وارد می شوید. یک خواب بسیار راحت , یک خواب بسیار شیرین و عمیق .)) این تلقینات و آنچه را که در آینده در جریان کسب تجربه و با تمرین یاد می گیرید , بارها تکرار و تکرار کنید. پیش از اینکه گام دوم برداشته شود , باید مطمعن باشید که سوژه کاملا بی حرکت شده و برخی از نشانه هایی که خبر پیدایش آنها را در آینده به او داده بودید , عملا ظاهر شده اند. در این زمان شما کاملا مطمعن می شوید که او کاملا ریلاکس شده است. بنابراین به این صورت ادامه دهید: ((شما حالا کاملا آرام و ریلاکس شده اید , هم به صورت ذهنی و هم به شکل جسمی , کاملا خودت را رها کن , به این ترتیب بزودی به خواب عمیقی فرو می روی. الان پلک های شما سنگین و خسته شده اند . آنها کاملا سست و شل شده اند. لحظه به لحظه خسته و خسته تر می شوند. دستها و پاهای سنگین و کرخت می شوند. همانطور که برای شما متذکر شدم, تنفس های شما دارند عمیق و منظم تر می گردند . شما بتدریج خسته و خواب آلود می گردید. دستها و پاهای شما خسته و کرخت شده اند. سر شما احساس سنگینی می کند. تمام بدن شما خسته و کرخت شده است , نقطه ای که بر روی آن تمرکز کرده بودی , بتدریج محو و نا مشخص می شود. چشمان شما بشدت خسته و خواب آلود شده اند. در این لحظات حتی مقداری اشک هم در آنها جمع شده است. چشمان شما دارند بسته می شوند. این احساس بسته شدن چشم ها که همراه با حالت خواب آلودگی است , برای شما بسیار جالب و شیرین و خوشایند است. شما بتدریج احساس می کنید. دستها و پاهای شما دارند سنگین و کرخت می شوند و با احساس سنگینی در سر , بتدریج سر شما دارد به جلو و یا یکی از طرفین منحرف می شود. شما احساس می کنید که چشمان خسته شما دارند بسته می شوند . چشمان شما دارند بسته می شوند . پرش هایی در گوشه چشم های شما ظاهر شده است ... شما احساس می کنید که چشمان شما دارند بسته می شوند ... خیلی خوب ! .. چشمانت را ببند و به خواب راحتی برو ... یک خواب خیلی راحت و شیرین ... یک خواب خیلی راحت و عمیق ... یک خواب بسیار بسیار عمیق ! )) از این احظه به بعد کلام شما لحن محکم و آمرانه ای را به خود می گیرد و شما به صورت محکم و قاطعانه ای کلمات خواب عمیق و عمیق تر را تکرار و تکرار می کنید. در این مراحل اگر به صورتی خود به خود چشمان سروژه بسته شده باشد , به احتمال زیاد او در یک خلسه هیپنوتیزمی قرار گرفته است. شما نباید هرگز از این موضوع اطمینان داشته و یا به این عمق از خلسه اکتفا کنید. بلکه بایستی خلسه سوژه را عمیق و عمیق تر کنید. بنابر این در این شرایط لحن صحبت خودتان را محکم و آمرانه تر کنید و به صورتی محکم و قاطع به اراءه تلقینات لفظی بپردازید : (( در این لحظه شما در یک خلسه شیرین و هیپنوتیزمی قرار گرفته اید , ولی من مایلم شما را در یک خلسه عمیق تری قرار بدهم . من می خواهم تا عدد ده بسمارم . زمانی که به عدد ده رسیدم شما در خلسه عمیق تری قرار می گیری .. یک خواب بسیار عمیق ... یک خواب هیپنوتیزمی خیلی عمیق و شیرین ... با هر عددی که من می شمارم , شما به خلسه عمیق و عمی قتری می روی ... زمانی که من به عدد ده رسیدم , شما در یک خواب بسیار بسیرا عمیق قرار می گیری . حالا من می شمارم : یک ! ... شما لحظه به لحظه به خواب عمیق تری فرو می روید . دو! ... شما به درون یک خلسه عمیق هیپنوتیزمی وارد می شوید. سه ! ... چهار ! ... پنج ...! شما هنوز به عمق بیشتری از خلسه هیپنوتیزمی وارد می شوید ... شش ! ... هفت! ... خودت را کاملا رها کن ... بگذار به یک خواب بسیار بسیار عمیقی وارد بشوی ... هشت ! حالا شما در یک خواب بسیار بسیار عمیقی قرار گرفته اید ... خوابی بسیار راحت , عمیق و آرامش بخش ! ... نه ! ... یک خواب خیلی عمیق تر ... یک خلسه هیپنوتیزمی خیلی راحت تر و عمیق تر ! ... ده ! ... یک خواب بسیار عمیق ... یک خواب بسیار شیرین ... شما حالا در یک خواب هیپنوتیزمی بسیار شیرین و عمیق قرار گرفته اید!)) و در این لحظه مراحل القای هیپنوتیزم به پایان رسیده است. در این زمان معمولا سوژه مورد آزمایش قرار می گیرد تا مطمعن شویم که او در یک خواب هیپنوتیزمی قرار گرفته یا نه ؟ برای این منظور شما می توانید از آزمون های کاتالپسی در دستها و یا پلک ها استفاده کنید. روش های بیدار کردن سوژه هیپنوتیزم شده: راههای متعددی برای بیدار کردن سوژه هیپنوتیزمی وجود دارند که در اینجا به شرح یکی از آنها می پردازیم . به سوژه بگویید که می خواهید او را از خواب بیدار کنید. بعد با لحنی موکدانه و آمرانه بگویید که او زمانی که از خواب بیدار شود , احساس می کند که کاملا شاد و سرحال است . به او متذکر شوید که می خواهید تا پنج بشمارید. زمانی که شما به عدد پنج برسید , او احساس می کند که کاملا بیدار و سرحال است , حتی خیلی بهتر از زمانی است که هنوز هیپنوتیزم نشده بود . پس از آن بگویید : (( یک ... دو ... سه ... چهار ... پنج! ... شما کالما بیدار هستید ! )) بعد برای تاکید می توانید دستانتان را به یکدیگر بزنید و یا خیلی ساده با یک بشکن و به صورتی جذاب به این برنامه خاتمه بدهید. هرگز برای بیدار کردن یک سوژه از خواب بر چهره او سیلی نزنید و یا او را ناگهان از خواب بیدار نکنید. همان طور که بیان شد , خیلی بهتر و کاملا منطقی است که ابتدا در سوژه حالت انتظار برای بیدار شدن را به وجود بیاورید و بعد به صورتی که بیان شد , برای بیدار کردن او شروع به شمارش کنید. همیشه به یاد داشته باشید که پیش از آنکه سوژه را از خواب بیدار کنید , در زمینه شاد و سالم بودن پس از بیدار شدن به او تلقینات لازم را بدهید. تنها در این شرایط است که پس از بیدار شدن , سوژه شکایت از سردرد نکرده و در چشمانش ناراحتی و خستگی احساس نمی کند و پس از آن هم از ناراحتی های دیگری شکایت ندارد. |
|
| تکنیک شمردن و تلقین کردن (( هیپنوتیزم )) |
| ساعت ۱٠:٢٠ ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٠ |
|
تکنیک شمردن و تلقین کردن (( هیپنوتیزم )) برای ایجاد هیپنوتیزم شما می توانید از شمردن و یا تلقین کردن استفاده کنید. روش شمردن معمولا از تکنیک تکرار تلقینات لفظی موثر تر است. در این تکنیک بیشتر از روش شمردن استفاده می شود تا تکنیک تکرار تلقینات لفظی. در گام اول برای سوژه شرح دهید که شما قصد دارید تا عدد بیست بشمارید و با هر عددی که شما بیان می کنید , او خواب آلود و خواب آلود تر می شود. این مرحله توجیهی برای دقایق متوالی ادامه داده می شود و در عین حال تمرکز چشمی بر روی نقطه ای حفظ میشود . شما میت وانید هرچیزی را که دوست دارید به عنوان نقطه تمرکز انتخاب کنید. تا زمانی که برخی از علایمی که در مورد پیدایش آنها به سوژه تلقین کرده اید پیدا نشده اند , شما نباید ((قدم دوم )) را شروع کنید. برخی از این علایم و شواهد عبارتند از پایین افتادن پلک ها , خم شدن سر و پیدایش آقار ریلاکس شدن در بدن . زمانی که احساس می کنید زمان قدم دوم فرارسیده , به صورت زیر شروع به شمردن کنید: (( یک , دو , سه , چهار ... شما لحظه به لحظه بیشتر ریلاکس می شوید و پلک های شما شروع به بسته شدن می کنند. پنج , شش , ... با هر عددی که من بیان می کنم شما خسته و خسته تر می شوید ... شما کاملا گیج و خواب آلود شده اید. هفت , هشت , نه ... در این لحظه شما احساس می کنید که یک حالت کرختی و سستی در پاهای شما پدید آمده است ... این سستی و سنگینی بسیار جالب و در عین خال عجیب جلوه گر می شود. تمام کالبد شما خسته و کرخت شده است. ده ... بدن شما بسیار بسیار خسته و سنگین شده است ... بسیار خسته و خواب آلود... تنفس های شما عمیق تر و مناسب تر می شوند. یازده ... دوازده ... شما خیلی خسته و خواب آلود شده اید ... دستها و پاهای شما بشدت سنگین و خسته شده اند.... تنفس های شما عمیق تر و مرتب تر شده اند ... همانطور که من به شمرش ادامه می دهم , پلک های شما سنگین و سنگین تر می گردند ... زمانی که من به عدد بیست برسم , چشمان شما بسته شده و شما به خواب آرام و عمیقی فرو می روید ... در آن زمان دیگر شما نمی توانید چشمانتان را باز نگه دارید... سیزده , چهارده , پانزده ... باز نگه داشتن چشم ها برای شما بسیار سخت و مشکل شده است ... چمان شما شروع به بسته شدن کرده ... هجده ... چشمان شما دارند بسته می شوند ... پلک های شما خیلی به هم نزدیک و چشمان شما بسیار تنگ شده اند ... نوزده ... الان چشمان شما بسته می شوند ... بیست ... شما به خواب عمیق و آرامی فرو می روید ... یک خواب خیلی راحت ... یک خواب خیلی عمیق ! )) گاهی شما پس از آنکه چند شماره ای را بیان کردید , متوجه میشوید که سوژه به سختی چشمانش را باز نگهداشته و یا باز نگهداشتن چشم های برای او بسیار مشکل است. در این زمان شما می توانید به متن عادی تلقینات این تکنیک , این مطالب را اضافه کنید : (( چشمان شما زمانی که من به عدد بیست یا حتی کمتر برسم , بسته می شوند. )) به این ترتیب او هر زمانی که چشمانش خسته شود , آنها را می بندد و دیگر منتظر نمی ماند و به سختی مقاومت نمی کند تا شما عدد بیست را بگویید. در این زمان شما تسلط هیپنوتیزمی خودتان را بر او اعمال می کنید. در این شرایط هم شما تا عدد بیست می شمارید ولی با اعلام هر عدد در مورد عمیق شدن و عمیق تر شدن خلسه هیپنوتیزمی تلقینات مناسب را به او ارائه می دهید. در حالی که این مطالب جزء تلقینات تکنیک اصلی شما نمی باشند. ویژگی این تکنیک در آن است که جریان شمردن بارها از طریق بیان تلقینات لفظی قطع می شود . بتدریج در سوژه این انتظار به وجود می آید که با رسیدن هیپنوتیزور به بیست , او در خلسه هیپنوتیزمی قرار می گیرد. به همین علت است که بارها این نکته را تکرار می کنید که با شنیدن هر شماره او بیشتر وبیشتر خواب آلود می گردد. بلاخره به محض شنیدن عدد بیست , چشمان او بسته شده , سر او به جلو متمایل گردیده و او به خواب عمیقی فرو می رود. عدد بیست گویی مانند یک نشانه و علامتی شده که سوژه انتظار رسیدن به آن را در دل می پروراند تا با شنیدن آن به خواب شیدین و عمیقی فرو برود. اگر در زمان رسیدن به شماره های پانزده و شانزده تغییری در رفتار سوژه دید نیامد و آثار خستگی در چشمان و پلک های او ظاهر نگردید, لازم است که شما خط جدیدی را برگزینید. در این شرایط جدید می گویید ... زمانی که به عدد بیست رسیدم , شما شمانتان را می بندید )) به این ترتیب او متوجه این موضوع می شود که در زمان رسیدن به عدد بیست , اگر جشمان او به صورت خود به خود بسته نشده , بایستی آنها را به صورتی ارادی ببندد . اگر شما به این صورت اقدام کرده باشید. در این صورت این حق را ندارید که پس از بسته شدن چشمان او خیال کنید که وی در خلسه هیپنوتیزمی قرار گرفته است. در اینجا هم این امکان برای شما فراهم می گردد تا تکنیک دیگری را برای القای خلسه هیپنوتیزمی در این سوژه مقاوم با ورش قبلی اننتخاب کنید. در این شرایط شما می توانید با ریلاکس شدن پیشرونده به کار خود ادامه دهید و بسته بودن چشمان سوژه کمک زیادی به این تکنیک می کند. البته این امکان هم وجود دارد که شما از روشهای دیگری بهره ببرید که در آنها چشمان سوژه بسته شده است. حتی این امکان هم وجود دارد که شما با شکل واریانت جدیدی از تکنیک شمارش متناوب با تلقینات لفظی استفاده کنید. برای رسیدن به این هدف می توانید به او بگویید : (( حالا من می خواهم از یک تا ده بشمارم ... زمانی که من به عدد ده رسیدم , شما به خواب هیپنوتیزمی عمیقی می رسید .. یک خواب خیلی عمیق و شیرین ... )). به این ترتیب شما شروع به شمردن می کنید . در فواصل اعداد هم به ارائه تلقینات لفظی می پردازید . یک روش دیگر آن است که شما به شمردن اعداد از یک تاپنج بپردازید و هر بار به او این امید را بدهید که همگام بارسیدن شما به عددپنج , او به خواب هیپنوتیزمی عمیقی می رود. در این شرایط شما باید با دقت او را زیر نظر بگیرید. زمانی که متوجه شدید او به خلسه هیپنوتیزمی عمیقی وارد شده است , برای اطمینان از این موضوع به کمک یکی از تست های موجود وضع او را بررسی کنید. زمانی که شما به عددی می رسید که به سوژه ابلاغ کرده اید که در زمان رسیدن به آن شماره او در خلسه هیپنوتیزمی عمیقی قرار می گیرد , در زمان اعلام عدد مودر نظر مثلا بیست لحن آمرانه و قاطعانه ای به کلام خود بدهید , زیرا در این لحظه سوژه هیپنوتیزم شده و شما نیاز دارید تا تسلط هیپنوتیزمی خوی را بر او قوت ببخشید. شمردن و تلقین کردن در (( قدم دوم )) مورد استفاده قرار می گیرد و با به پایان رسیدن آن , سوژه شما به گام سوم می رسد. روش بالا , روش کاربردی خیلی راحتی نیست , زیرا به صورتی هوشمندانه از دو تکنیک متناوب شمردن و تلقین لفظی استفاده شده است. گاهی با اضافه شدن برخی از تکنیک های دیگر به آن شماره این روش های تلقینی به سه یا بیشتر هم می رسد. اگر یک هیپنوتیزور بخوبی روش های سه گانه فوق را یاد بگیرد و با ظظرافت و دفت آنها را به کار ببرد می تواند مطمئن باشد که به صورت استادانه و زیبایی می تواند سوژه های خود را در خلسه هیپنوتیزمی قرار دهد. از سوی دیگر شما بایستی به این نکته بسیار مهم توجه و ایمان داشته باشید که یک تکنیک هر قدر هم موثر و عملی باشد , با این وجود ممکن است نتواند بخوبی بر روی تمام سوژه های هیپنوتیزمی موثر واقع شود. در زمانی که شما روشی را مورد استفاده قرار می دهید , بایستی به مساله مهم ویژگی های فردی توجه داته باشید. تنها با کسب تربه است که شما می توانید به این مهارت و قابلیت دسترسی پیدا کنید. |
|
| چگونه افراد را هیپنوتیزم کنیم؟ |
| ساعت ۱٠:۱٩ ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٠ |
|
اگر فردی نا آشنا با هیپنوتیزم برای اولین بار به تلقیناتی گوش کند که برای القای هیپنوتیزم بیان می شوند. به نظر او این مطالب مجموعه ای از کلمات نامفهوم و گول زننده است که بعید به نظر می رسد آنها به نتیجه دلخواه برسند. به نظر یک فرد آشنا به هیپنوتیزم , این مطالب یک سلسله مفاهیم بدرستی طرح ریزی شده هستند که حتما به نتیجه دلخواه می انجامد . قدامات سه پله ای: پله اول گام مقدماتی یا توجیهی است که در طی آن هیپنوتیزور به شرح و بیان علایم و نشانه هایی می پردازد که سوژه تا چند دقیقه بعد از جریان خلسه هیپنوتیزمی با آنها برخورد پیدا می کند. با صحبت از زمان آینده , او به سوژه می گوید که وی چگونه ریلکس می شود , چگونه دستها و پاهای او سنگین می شوند و بلاخره چگونه گیج و خواب آلود می گردد و بلاخره در نهایت به چه صورتی پلک های او دچار پرش می شود و سرانجام پلکهای وی بر روی هم افتاده و او به خواب عمیقی فرو می رود. جملات به صورتی بیان می شود که از همه آنها ((اتفاق خواهد افتاد )) حاصل می گردد. به این ترتیب بارامی سوژه در این مسیر هدایت میشود. این جریان ممکن است یک تا چهار - پنج دقیقه به طول بینجامد . و این تا زمانی ادامه پیدا کرده است . برای مثال یکی از این علایم تنگ شدن چشم ها می باشد. یکی از حرفهای دیگر ریلاکس شدن یا سست و کرخت شدن اندامهامی باشد. در این زمان شرایط آماده شده است تا شما خود را برای گام دوم آماده کنید. قدم دوم را می توان مرحله (( صحبت کردن از خواب )) نامید. در این مرحله شما به او می گویید او هم اکنون چیزهایی را احساس می کند که شما به او متذکر می شوید. در این موقع شما جملاتی را به کار می برید که افعال آنها با زمان حال بیان شده اند. به او می گویید که هماکنون چشم های او دارند خسته می شوند. پس از مدتی به او می گویید که چشم های او دارند سنگین می شوند و دارند بسته می شوند. بدن او دارد ریلاکس می شود و تمام رشته های عضلانی او شل و کرخت می شوند. او کاملا خسته , کرخت و خواب آلود شده است. برای او بسیار مشکل است که چشمانش را باز نگه دارد. بزودی چشمان او بسته شده و او به خواب عمیقی فرو می رود. مرحله دوم یک قسمت اساسی از القای هیپنوتیزمی به شمار می رود . این مرحله را تا زمانی ادامه می دهید که جشمان سوژه بسته شود. اگر چشمان سوژه به طور خود به خحود بسته شده نشانه خوبی است و نایانگر آن است که او دارد وارد خلسه هیپنوتیزمی می شود. بنابر این زمان آن فرا می رسد که شما گام سوم را بردارید. در گام سوم شما بایستی (( کنترل )) خود را بر سوژه اعمال و حفظ کنید. اگر چشمان او خود به خود بسته رشده باشد , نشانه خوبی بری شماست و نمایانگر قرار گرفتن سوژه در خواب هیپنوتیزمی است. بنابر این شما بیانات یکنواخت و آرام که نشانه و مظهر گام دوم است به کنار نهاد و محکم تر و آمرانه تر به بیان تلقینات می پردازید. شما در این مرحله بر سوژه مسلط شده و بر او کنترل اعمال کرده اید. به او متذکر شوید که در این لحظه وی به خواب هیپنوتیزمی عمیقی فرو رفته و کاملا از حرف های شما طبعیت می کند. اگر بخواهیم مطالب بالا را خلاصه کنیم , می توانیم سه پله یا مراحل سه گانه القای هیپنوتیزم را به این گونه خلاصه کنیم : پله اول : محله توجیهی یا آماده شدن است که در طی آن سوژه با شرح علایمی آشنا می شود که بزودی آنها را احساس خواهد کرد. پله دوم : مرحله ای است که در باب به خواب رفتن سخن به میان می آید و در طی آن مکررا تلقیناتی درباره به خواب رفتن مطرح می گردد و این مطالب با افعال زمان حال و به شکل مطالبی عرضه می گردند که در زمان حال دارند به وقوع می پیوندند. پله سوم : زمانی را شامل می شود که شما کنترل هیپنوتیزمی را به عده گرفته اید و در این شرایط لحن آرام و ملایم برای خواب کردن سوژه ناگهان به لحنی آمرانه تبدیل می شود که با مطالبی که قبلا بیان می شده , از لحاظ آهنگ و محتوا برابر و مشابه نخواهد بود. این الگو در بیشتر تکنیک های القای هیپنوتیزم مورد استفاده قرار می گیرد ولی در هیپنوتیزم های برق آسا و یا بسیار سریع معمولا مراحل اول و دوم حذف می شوند. همگام با مراحل سه گانه القاء یا ایجاد خلسه هیپنوتیزمی توسط هیپنوتیزور , سوژه هم از مراحل ذهنی سه گانه ای عبور می کند. در گذشته از سوژه خواسته می شد که بر روی یک نقطه و یا کلام هیپنوتیزور تمرکز کند. تمرکز به معنای نوعی کوشش آگاهانه است و تنها سوژه های بسیار خوب هیپنوتیزمی در این شرایط می توانند هیپنوتیزم شوند . این روش تنها در مواقعی موثر واقع می شود که سویه پس از چند لحظه وارد خلسه سود. اگر پس از مدت کوتاهی این کوشش برای تمرکز به نتیجه نرسد به عکس العمل مخالف و متضادی منتهی می گردد. این جریان به پیدایش خستگی می انجامد که موجبات سقوط سطح تمرکز و توجه را فراهم آورده و در نهایت توجه سویه از نقطه تمرکز دور می گردد. بنابراین برای بیشتر از 70 % سوژه ها عامل تمرکز نه تنها بی فایده , بلکه زیانبار و مزاحم است. یک روش یا تکنیک بهتر برای هیپنوتیزم کردن القاء یا ایجاد حالت (( مشغول بودن )) است که منظور من از این اصطلاح مجموعه ای از عقاید متفاوت است که من مایلم در اینجا به شرح و توصیف آنها بپردازم . برای رسیدن به این هدف از سوژه خواسته می شود به میل خود نقطه ای در سقف را انتخاب کند و توجه خود را به آن مشغول گرداند و حتی برای لحظه ای هم به جمای دیگری متوجه نشود. به عبارت دیگر ضمن آنکه از سوژه خواسته می شود که تمام توجه خود را به این نقطه مشغول دارد , ضمنا به او تاکید می شود که این توجه خیلی راحت و بدون کوشش اعمال گردد. مسلما این کار که فردی به نقطه ای توجه داشته باشد , کار سخت و طاقت فرسایی نخواهد بود. اگر بخواهیم اصطلاح مشغول بودن را به صورت ریاضی نشان بدهیم , باید بگوییم : منظور ما در این درس از مشغول بودن عبارت است از مجموعه توجه و تمرکز منهای کوششکردن که معمولا در تمرکز عنصر کوشش هم وجود دارد. اگر بخواهیم هدف خود را با جملات کوتاهتری بیان کنیم . باید از فراز تمرکز بی کوشش استفاده کنیم. این اولین مرحله ای است که سوژه به آن وارد می شود و معادل با گام توجیهی یا آماده شدن است که هیپنوتیزور آن را مورد توجه قرار می دهد. در همان حالی که سوژه به شکلی راحت و بدون کوشش به یک نقطه تمرکز کرده , هیپنوتیزور برای او شرح می دهد که وی در لحظات آینده با چه احساسات و ادراکاتی روبرو خواهد شد تا اینکه به خلسه هیپنوتیزمی برسد. هر چند در این لحظات سوژه بر روی نقطه مشخص شده تمرکز کرده , ولی این تمرکز کاملا بدون کوشش است. برای مثال این وضع شباهت زیادی با شرایطی دارد که فردی به سخنان ناطق یا سخنرانی گوش می دهد. هرچند این فرد به مطلب و مفاهیم بیان شده توجه زیادی مبذول می دارد , ولی این توجه و تمرکز بدون کوشش و زحمت می باشد. گاهی به این حالت ((ثابت شدن )) و یا (( تک ایده بودن )) اطلاق می گردد. در این شرایط تنها یک عقیده یا جریان فکری بر وجود سوژه حاکم و یا غالب می شود و آن فکر به خواب رفتن می باشد که این پدیده کاملا بدون کوشش و خود به خود می باشد. زمانی که سوژه در این مرحله است , هیپنوتیزور هم به صحبت کردن درباره (( به خواب رفتن )) می پردازد . این زمان مهم ترین مرحله القای پدیده هیپنوتیزمی به شمار می رود. با پیشرفت این جریان بتدریج پلک های سوژه خسته و سنگین شده و پس از مدتی پرش هایی در گوشه های آن پیدا شده و بلاخره خود به خود بسته می شوند. در این زمان هیپنوتیزور کنترل سوژه را به دست گرفته و بر جریان کار مسلط می شود. تسلط کامل بر این جریان نوعی ارتباط استاد و شاگردی , پدر و فرزندی و پر محبت و همراه با حرف شنوی را در سوژه پدید می آورد که اصطلاح راپورت از این حالت یاد می شود.. بسیار لازم است که شما مراحل سه گانه هیپنوتیزم را که در بالا به شرح آن پرداختیم درک کرده باشید. اگر شما به صورت زودرس و بی موقع به سوژه هیپنوتیزمی بگویید که چشمان او دارد خسته و سنگین و بسته شده و او به خواب می رود , سوژه پیش خود ش می گوید : (( ای دروغگو اصلا اینجوری نیست)) زیرا در این مرحله او اصلا این مطالب را احساس نکرده است . به این ترتیب نه تنها او این تلقینات را نمی پذیرد و رد می کند , بلکه یک حالت ذهنی در او پدید می آید که بقیه تلقینات شما را هم طرد و رد کند. بنابر این شما هرگز نباید مطالبی را به او بگویید که حقیقت ندارند. شما می توانید در بیانات خودتان انبوهی از امکانات را برای او بگویید که حقیقت ندارد. شما می توانید در بیانات خودتان انبوهی از امکانات را برای او مطرح سازید که در آینده نزدیکی به وقوع می پیوندند , ولی تا زمانی که شواهد پیدا نشده و برخی از آنها را ندیده اید , درباره وقوع آنها با سوژه صحبت نکنید. همان طور که در بالا اشاره شد, برخی از علایم و نشانه هایی که زاز (( پیدایش مراحل مقدماتی هیپنوتیزم )) خبر می دهند عبارتند از : عمیق شدن تنفس , افتادن پلک بالا , تنگ شدن چشم , کاهش فعالیت های سمی و پیدایش رخوت , تمایل سر برای افتادن به جلو یا یکی از طرفین و غیره. زمانی که شما به علایم و نشانه هایی اشاره کردید که قبلا سوژه با برخی از آنها روبرو شده است , یک حس اعتماد و احترام نسبت به شما در افکار سوژه پدید می آید و او پیش خودش فکر می کند: (( این آقا می داند که چه اتفاقاتی افتاده , درست به همان صورتی که من احساس کردم!)) بنابراین یک حالت آمادگی و قبول ذهنی در وی به وجود می آید تا بقیه حرفهای شما را هم قبول کند تا اینکه در تعقیب تلقینات شما , سوژه به خواب هیپنوتیزمی برسد. |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
|
|
| لینکستان |
| پیامک بلاگ |
|
|

